تبلیغات
دانش ایرانی

دانش ایرانی
پیله ات را بگشای تو به اندازه پروانه شدن زیبایی 
نویسندگان



 این نظریه نخستین بار توسط الیزابت نئول نیومن در کتابی تحت عنوان « افکار عمومی – پوست اجتماعی ما» در سال 1974 در تشریح چگونگی شكل گیری افكار عمومی مطرح شد.


مطابق نظریه مارپیج سکوت افراد درصورتی که دریابند عقاید و افکار آنها درسطح جامعه در اقلیت قرار دارد کمتر تمایل می یابند، عقاید خود را ابراز نمایند. در واقع، آنان نگرانند که مبادا به خاطر عقایدشان از سوی جامعه طرد شوند و در انزوا قرار گیرند و یا به دلیل آنها، از سوی جامعه تحت فشار(انتقام جویی – تلافی ...) قرار گیرند. به عبارت دیگر، در چنین شرایطی افراد تمایل به سکوت اجتماعی دارند. اما در مقابل درصورتی که افراد دریابند که عقاید آنان به گروه اکثریت جامعه متعلق است، تمایل بیشتری دارند تا در مورد عقاید خود صحبت کنند.

نئول نیومن معتقد بود، هر فرد ازیک توانایی فطری یا هوش شبه آماری برخوردار است که او را کمک می کند تا افکار عمومی را مورد سنجش قرار دهد.

در واقع، افکار عمومی نگرش ها یا رفتارهایی هستند که به طور عمومی مطرح می شوند.

مطابق این نظریه، رسانه های جمعی نیز نقش قابل توجهی در ترسیم افکار عمومی و تعیین عقاید مسلط اجتماعی و عقاید اقلیت ایفا می کنند. همچنین، رسانه ها بر درک افراد از بستری که افکار عمومی در آن رشد می کند، نیز تاثیر گذارند و مخاطب رسانه خواه ناخواه باور می کند که  تصاویر رسانه ای واقعیت دارد.

نئول نیومن مارپیچ سکوت را یک فرایند دینامیک و پویا توصیف می کند که طی آن پیشگویی ها درباره افکار عمومی به یک واقعیت تبدیل می شود. در حقیقت، پوشش رسانه های جمعی از عقیده اکثریت، سبب می شود که آن عقیده به بر وضعیت اجتماعی مسلط گردد  در چنین شرایطی احتمال بالایی وجود دارد که اقلیت کمتر به صورت آشکارو علنی درباره عقیده خود سخن  گوید. بدین ترتیب، مطابق نظریه مارپیچ سکوت، گروه اکثریت به برقراری ثبات اجتماعی در طی زمان کمک می کند.

نئول نیومن در جریان تحقیقی، نظریه خود را اثبات کرد. وی از گروهی خواست تا درباره این جمله اظهار نظر کنند: فردی با عصبانیت می گوید از سیگاری ها متنفر است زیرا آنها دیگران را مجبور می کنند که دود خطرناک آنها را استنشاق کنند.

در این تحقیق مشخص شد، افراد سیگاری، هنگامی که افراد غیر سیگاری در کنار آنها هستند کمتر تمایل دارند از سیگاری ها حمایت کنند.

•        انتقادها

1.     این نظریه هرچند علمی است با وجود این در مواردی کاربرد ندارد.

همواره افراد معدودی وجود دارند، که از انواع مجازات ها ابایی ندارند. آنها از اینکه افکار عمومی را درباره موضوع خاص تغییر دهند، هراسی ندارند، به ویژه که آنها درباره عقاید و افکار خود به طور حرفه ای و مسئولانه با امید به تاثیر گذاری در جهت تغییرات بهتر سخن می گویند. هنگامی که فرد نقش یک رهبر افکار را برعهده دارد، مایل است به وضوح از عقاید خود سخن بگوید و بدین ترتیب، بر مردم اثر گذار باشد. بنابراین، تمایلی به کنار گذاشتن عقیده خود ندارد. همچنین گاهی با وجودی که فرد نقش رهبر افکار را ایفا نمی کند اما در اعتقاد خود راسخ است و تمایل به کنار گذاشتن آن هم ندارد.

2.     آیا پیش بینی فرد ازاینکه او به سبب عقایدش به گروه اکثریت یا اقلیت تعلق دارد، صحیح است؟ چگونه؟

3.     آیا می توان افکار عمومی را به درستی مورد سنجش قرار داد؟

4.     برخی از اندیشمندان حوزه ارتباطات تمایل دارند که به جای اصطلاح«مارپیچ»، اصطلاح «فضا» را به کار برند. آنها چنین استدلال می کنند که اصطلاح «فضا»، حوزه قدرت، کنترل و تاثیر گذاری را به تصویر می کشد. آنان معتقدند اصطلاح «فضای سکوت» ، مفاهیمی چون آزادی بیان، افکار عمومی و تفکر انتقادی را نیز دربر می گیرد. در سایه چنین مفهومی، مجازات هایی نظیر سانسور و انزوا را نیز به عنوان عوامل و معیارهای بازدارنده قرار می گیرد.

    وجود محدودیت ها و موانع و رویارویی ها و مواجهه ها شاید بتواند در ایجاد تغییر كنش های رفتاری نسبت به یک موضوع اثر گذار باشد، اما هرگز سبب نخواهد شد که افراد عقاید خود را درباره یک موضع تغییر دهند. هدف اصلی در یك گفتمان منطقی و عقلایی باید تغییر نگرش و عقیده باشد تا از طریق آن رفتار فرد نیز تغییر کند. اما تغییر رفتار از روی اجبار و بدون ایجاد تغییر واقعی در عقیده فرد تنها یک نتیجه موقتی به وجود می آورد.

در نهایت، در چنین رقابتی، هیچ کس برنده نیست و كشمكش بر سر این موضوع در قالب یک ابزار تفرقه افکن ادامه می یابد که همزمان توسط گروه اقلیت و اکثریت استفاده می شود. زیرا موضوع به فضای سکوت منحصر و محدود شده است،  با وجود این به نظر می رسد که فقط گروه اکثریت شنیده می شود و همواره، فقط یک بخش خاص از گروه اکثریت ، صدای گروه اقلیت را می شنود.

 همه گروه ها و افرادی که در اقلیت اجتماعی قرار می گیرند لزوما به سبب ترس از انزوای اجتماعی و یا تحت فشار قرار گرفتن به سکوت اجتماعی روی نمی آورند.

به دیگران سخن،گاهی ممکن است گروه اقلیت از استراتژی سکوت اجتماعی برای تحقق برخی اهداف سیاسی استفاده کنند.

به مردم نشان دهید، آن دسته از عقاید و دیدگاه هایی را که شما می خواهید بیان کنند، اصلی است و اهمیت دارد و آن بخش از عقایدشان را که می خواهید آنها را تغییر دهند، در اقلیت قرار دارد و ممکن است به سبب بیان آنها در معرض خطر طرد اجتماعی قرار گیرند!!



طبقه بندی: نظریه های ارتباطات،
[ دوشنبه 24 فروردین 1388 ] [ 02:40 ب.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام خوش آمدید...
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :