تبلیغات
دانش ایرانی

دانش ایرانی
پیله ات را بگشای تو به اندازه پروانه شدن زیبایی 
نویسندگان



از اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 و با رشد و فراگیر شدن تلویزیون و همچنین طرح نظریات مارکسیستی چپ مثل مکتب فرانکفورت که معتقد بودند رسانه ها در کشورهای غربی ابزار مشروعیت بخش نظم سیاسی حاکم و توجیه گر وضع موجود هستند، نظریات جدیدی مطرح شد که معتقد به تاثیر قدرتمند رسانه ها بودند. از جمله نظریات مهم این دوره هم می توان به نظریه برجسته سازی اشاره کرد که توسط "شاو" و "مک کامب" با تحقیق انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 1968 انجام گرفت و معتقد بود رسانه ها موضوع را بزرگ می کنند و باعث می شوند موضوعات در نظر مردم برجسته شوند. این سخن معروف "برنارد کوهن" راجع به مطبوعات تصویری کامل از نظریه برجسته سازی است:" ممکن است در بیشتر اوقات توفیق در گفتن اینکه مردم چگونه فکر کنند نباشد، اما به طرز خیره کننده ای در گفتن اینکه خوانندگان راجع به چه موضوعی فکر کنند موفقیت وجود دارد."


از دیگر تحقیقات این دوران می توان به پروژه تحقیقاتی "گربنر" در ارتباط با پروژه تحقیقاتی شاخص های فرهنگی در آمریکای دهه 60 برای بررسی تاثیر برنامه های تلویزیونی بر مردم اشاره کرد که منجر به نظریه کاشت در تفسیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون گردید. از جمله نظریات مطرح شده در مورد خشونت می توان به نظریات "یادگیری اجتماعی" و "حساسیت زدایی" اشاره کرد که توسط گربنر هم مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت منجر به تفسیری گربنر از پخش این برنامه ها در نظریه کاشت شد که مطابق این نظریه پخش برنامه های خشونت آمیز در تلویزیون باعث ایجاد ترس و نگرانی در مخاطب می شود، چون کسانی که برنامه های تلویزیونی را زیاد تماشا می کنند، به دلیل خشونت موجود در این برنامه ها دنیا را بسیار ناامن تر از آن تصور می کنند که واقعاً هست. مهمترین تاثیر رسانه به خصوص تلویزیون بر اساس این نظریه این است که: رسانه ها سازنده تصویر ذهنی مردم از واقعیت هستند. "گربنر" بینندگان تلویزیونی را به بینندگان پرمصرف و کم مصرف تقسیم کرد و در نهایت به این نتیجه رسید که تلویزیون بر مفهوم سازی واقعیت از منظر مردم تاثیر می گذارد. کاشت یک فرایند انباشتی است و تکامل در یک دوره زمانی طولانی صورت می گیرد. به اعتقاد گربنر، تلویزیون در آمریکا یک رسانه جامعه پذیر محافظه کار است و مطابق فرایند تشدید در نظریه کاشت، تاثیر تلویزیون در یک عده بیشتر از دیگران خواهد بود.

ادوارد سعید در شرق شناسی: برداشت مردم مغرب از مشرقی های مسلمان این است که آنها مردمی تروریست و خشونت طلب هستند و به علت تهدید غرب باید مهار شوند.

از دیگر نظریات این دوران همچنین می توان به نظریه مارپیچ سکوت از الیزابت نئومان هم اشاره کرد که با سه خاصیت "همه جایی بودن"، "هم صدایی بودن" و "مداوم و متراکم بودن" از تاثیر قدرتمند رسانه ها در افکار عمومی در حمایت از عقیده رایج و عدم توجه به عقیده مخالف به عنوان یک استراتژی گفت. سئوالات مطرح مطابق این نظریه این است که "عقیده اکثریت کدام است؟"، "عقیده رو به تزاید کدام است؟" و "برای منزوی نشدن گرایش به چه عقیده ای باید وجود داشته باشد؟" مطابق نظریه مارپیچ سکوت یکی از دلایل سکوت اقلیت ها، ترس از انزوا است و اینگونه القا می شود که اکثریت جامعه به موضوعی گرایش دارد تا افراد مردد هم نسبت به عقیده اکثریت گرایش پیدا کنند. به عنوان یک مثال از انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران می توان به عدم حضور 20 میلیون نفر اشاره کرد، در حالیکه عقیده غالب این عده را نادیده می گرفت و تنها به تبلیغ حضور می پرداخت. هرچند از این نظریه انتقاد هم شد و "لاسورسا" از عدم مصداق آن در صورت برخورداری مردم از دانش و معلومات سیاسی بالا خبر داد که حتی این عده اگر در اقلیت هم باشند حرف می زنند و دقیقا همین ویژگی های فردی در این نظریه نادیده گرفته می شود. به عنوان مثال در فیلی پین، مخالفان با رادیو، کلیسا و چند نشریه مرحلی مارپیچ سکوت را شکستند



طبقه بندی: نظریه های ارتباطات،
[ دوشنبه 24 فروردین 1388 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام خوش آمدید...
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :