تبلیغات
دانش ایرانی

دانش ایرانی
پیله ات را بگشای تو به اندازه پروانه شدن زیبایی 
نویسندگان

بعد از چند وقتی که نبودم حالا  می خوام بگم ...

سلام

وقتی تصمیم گرفتم برا ارشد بخونم کلی ذوق داشتم که می خوام وارد یه محیط علمی بشم محیط علمی که قرار باشه توش یه آدم علمی بشم

پارسال قسمت شد دانشکده صدا سیما قبول شدم وقتی وارد دانشکده شدم اولین چیزی که خیلی توجهم رو به خودش جلب کرد کف زمین بود! اونقد سابیده بودن و شسته بودن که هر آن احتمالش می رفت لیز بخوری و نقش زمین بشی تا در راه رضای خدا دل خلق الهی رو شاد کنی و برای لحظاتی سوژه خنده بشی! نکته بعدی که خیلی نافرم تو ذوق می زد کلاس های بزرگ و خالی دانشکده بود و اون سکوت غریبی که تو بعضی طبقات حاکم بود. به هر حال نوبت به حضور در خوابگاه رسید قرار شد با دوستان بریم خوابگاه سعادت آباد ( که کلی با دوستان خوبم تو اونجا خاطره دارم) وقتی وارد شدیم میشه گفت تحویلمون گرفتن. خانوم رجایی یکی از خدمه نازنین اونجا راهنمایمون کردند. باید می رفتیم سوئیت چهار . سوئیت بزرگ و قشنگی بود بچه های خیلی با صفایی هم داشت. اما چرخ و فلک دست به دست سازمان سنجش و بقیه داد و طی یک مراسم تودیع مفصل با صرف آبغوره دانشکده صدا سیما رو ترک گفتم!( شرح مفصل ماجرا رو می تونید از دوستان حاضر در صحنه بپرسید) خلاصه جونم براتون بگه از اواسط آذر ماه دوباره کنکوری شدم و با چاشنی اشک و آه و حسرت شروع به خوندن کردم. خدا خواست و به دل جزغاله شدم رحمی کرد و امسال علامه قبول شدم. اما کدوم علامه !!!


اگر گذرتون به خیابون شریعتی افتاد سری به ما علامه زدگان در دانشکده ارتباطات بزنید! یکی از عجایب روزگار و میشه گفت قابلیت های بالای این دانشکده جا دادن این همه دانشجوی خجسته تو این فضای محدوده! که هزار احسنت و باریک الله داره! از کلاساش بگم براتون که در سکوت و آرامش کامل برگزار میشه به دور از هرگونه آلودگی صوتی ناشی از عملیات بنایی و مرمت این بنای تاریخی! تمیزی کف سالن ها و حیاط بسیار بزرگ دانشکده که جای هیچ صحبتی برام نذاشته ! البته بوی خوش و بزرگی مساحت نمازخونه رو فاکتور می گیرم! خلاصه تو دانشکده کلی بهمون خوش می گذره ! خدا قسمت جمیع آرزومندا بکنه!

حالا برسیم به خوابگاه!! حساس ترین نقطه در حوزه آموزش!اول قرار بود بریم خوابگاه آشتیانی تو خیابون خالد اسلامبلی اما چشمتون روز بد نبینه که اونجا علاوه بر 8 نفره بودن اتاق ها حمام و دستشویی یکی بود! یعنی تولید 

تضمینی میکروب در هر لحظه!

حالا ساکن خوابگاه بهشتی  هستیم از تعدادمون بگم که جمعیتی نداری تو اتاق ما اگه خدا قبول کنه یه 9 نفری کنار سفره هم نون و نمک می خورن البته شبا هم دود چراغ می خورن تا اگه بشه یه گوشه این مملکت رو با دستان توانمندشون آباد کنن!حالا من می خوام یه آدم علمی تو یه فضای آموزشی کاملا ایده ال و مطابق با استاندارد های روز دنیا بشم که آکسفورد و کمبریج و چند تا دیگه از این دانشگاه های جقله باید بیان زانوی ادب بزنن شاید دلمون بسوزه و در راه نشر علم در جهان این متد هامون رو براشون ارائه بدیم!

من که با این شرایط یه جوری ( با زحمت فراوان) کنار اومدم یعنی مجبوریم کنار بیایم اما امیدوارم برای این مسائل فکری بشه تا ما که دم از توزیع عادلانه ثروت و تولید علم می زنیم حداقل بتونیم حداقل ها رو فراهم بیاریم. امیدوارم همه پشت کنکوری ها قبول و وارد عرصه های علمی کشور بشن.اما خدا کنه این عرصه ها شرایط شایسته پذیرش رو داشته باشن.

 




طبقه بندی: روزنامه نگاری،
[ یکشنبه 12 مهر 1388 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام خوش آمدید...
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :