تبلیغات
دانش ایرانی

دانش ایرانی
پیله ات را بگشای تو به اندازه پروانه شدن زیبایی 
نویسندگان
کودکان ما به کجا می‌روند؟ بررسی نشانه‌شناسی بصری آگهی‌های تجاری عروسک‌های مد
نویسنده: دانیل آلمیدا / مترجم: لعیا محبوبی


چکیده
اسباب‌بازی‌ها از طریق مشخصه‌های همچون طراحی، تصاویر تبلیغاتی و متون بازاریابی پیام‌هایی را انتقال می‌دهند که بیانگر معانی فرهنگی و اجتماعی دنیای پیرامون هستند. از آنجا که در عصر مصرف‌گرایی بسیاری از اسباب‌بازی‌ها تبدیل به نماد شده‌اند، این مقاله بر آن است تا ساختارهای معنایِ نهان گفتمان بصری آگهی‌های تجاری عروسک‌های مد، برگرفته از سایت اسباب‌بازی‌های کودکانه www. mgae. com، را آشکار سازد. نگارنده با بهره‌گیری از دستور طراحی بصری کرس و ون لیون  در تحلیل ویژگی‌های بصری آگهی‌ها، موضوعات بازنمایی‌شده در تبلیغات عروسک‌های مد، نقش‌هایی که ایفا می‌کنند و نوع رابطه‌ ایجاد شده میان مشارکت‌کنندگان را مورد بررسی قرار می‌دهد. تحلیل‌های آگهی‌های تجاری نشان می‌دهند که این آگهی‌ها علاوه بر پرورش حس هویت گروهی کودکان، ارزش‌هایی همچون ارضای نفس مثبت  و مصرف مد را نیز ترویج می‌دهند.
واژگان کلیدی: آگهی تجاری، گفتمان، عروسک، مد، تصاویر، معانی، رسانه، جامعه، اسباب‌بازی، بصری
 
متن کامل ترجمه حاضر در سایت ترجمان قابل دسترسی است.
http://tarjomaan.com/archives/2459/



طبقه بندی: مطالعات انتقادی،
[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
امروز هم با همه غصه ها و رنج های روحی که برام به همراه داشت تمام شد...
نتایج دکتری اعلام شد...
برای دومین سال پیاپی نتیجه مردود بود....
دو سال با رتبه های 13 و 19، با کلی کار پژوهشی مرتبط با رشته، فعالیت رسانه ای، ترجمه همزمان روی آنتن، ترجمه متون لاتین مرتبط با رشته، مقاله ارائه شده در کنفرانس، رتبه یک ورودی دوره و... = مردود
جالبه ...
فقط خدایا شکر
راضی ام به رضای تو


[ سه شنبه 12 شهریور 1392 ] [ 09:36 ب.ظ ] [ لعیا محبوبی ]

با نگاهی ژرف به آنچه در حوزه محیط زیست در دهه‌های گذشته رخ داده است؛ به‌ ویژه دستورکار 21 که به برنامه قرن بیست و یک برای پاسداری از محیط زیست لقب گرفت، اهمیت فراوان رسانه در آموزش و البته برخی فرصت‌سازی‌ها آشکار می‌شود. تردیدی نیست که از بدیهی‌ترین تاثیرگذاران بر آموزش و تنویر افکار عمومی در نگهداری از محیط زیست، رسانه ها هستند. از آنجا که بیشتر رسانه‌های جمعی مورد توجه عموم هستند و مردم، پاره‌ای از اوقات شبانه‌روز خود را به مطالعه، دیدن و یا شنیدن اطلاعات و اخبار منعکس شده در آنها اختصاص می‌دهند؛ سریعترین، مطمئن ترین، قابل دسترس‌ترین و تاثیرگذارترین ابزار در جهت اشاعه فرهنگ حفاظت از محیط زیست و آموزش و تنویر افکار عمومی، رسانه‌های ارتباط جمعی هستند. برخی از اندیشمندان معتقدند با استفاده از رسانه‌ها، به راحتی می‌توان یک جریان فکری به وجود آورد بنابراین رسانه‌ها می توانند به عنوان یکی از مهمترین راهبردها و استراتژی‌ها در امر حفاظت از محیط زیست، فرهنگسازی و نهادینه کردن فرهنگ نگهداری از محیط زیست ایفای نقش کند.
«محیط زیست» و «ارتباطات» واژه های گسترده چند وجهی و از قسم واژه هایی هستند که اندیشمندان آنها را «سازه» می نامند؛ چرا که از دلالت های ضمنی چندگانه تشکیل شده اند. با این همه «ارتباطات زیست محیطی» جفت سازه‌هایی هستند که به لحاظ مفهومی در یکدیگر ادغام شده و به عنوان یک حوزه پژوهشی به حساب می آیند که چهار دهه عمر دارد.
کاکس در مطالعه خود با عنوان ارتباطات زیست محیطی و عرصه عمومی ارتباطات زیست محیطی را ابزار معنایی و سازنده درک ما از محیط زیست و روابط ما با دنیای طبیعی می‌داند. از نظر وی ارتباطات زیست محیطی واسطه‌ای نمادین است که ما از آن در ساخت‌دهی به مشکلات زیست‌محیطی و بحث در مورد واکنش‌های مختلف نسبت به این مشکلات استفاده می‌کنیم. کاکس برون دادهای عملی ارتباطات زیست‌محیطی را اینگونه عنوان می‌کند: آموزش، توجه، اقناع، بسیج و مشارکت. وی اشاره می¬کند که ارتباطات زیست محیطی دریافت های ما از جهان طبیعی، تعامل با آن و تاثیرگذاری بر روی آن را شکل می دهد.
کوربت در مطالعه خود با عنوان «ماهیت ارتباطی: چگونه پیام‌های زیست محیطی را ایجاد و درک می‌کنیم» مفهوم سازی گسترده‌ای در ارتباط با ارتباطات زیست محیطی انجام می‌دهد. از نظر وی ارتباطات زیست محیطی:
    در ارزش ها، واژه‌ها، کنش ها و عملکردهای روزانه نمود می یابد.
    به صورت انفرادی تفسیر و مورد بحث قرار می‌گیرد.
    ریشه های تاریخی و فرهنگی دارد.
    ریشه در ایدئولوژی دارد.
    در پارادایم مسلط اجتماعی جای داشته و ارزش ابزاری به محیط زیست می دهد و بر این باور است که در خدمت بشریت می باشد.
    ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ عامه، به ویژه سرگرمی و آگهی دارد.
    از سوی رسانه‌ها به نحوی چارچوب بندی و گزارش می شود که عمدتاً از وضع موجود حمایت می‌کند.
    تحت تاثیر نهادهای اجتماعی چون دولت و بازارِ تجارت بوده و به واسطه آنها صورت می‌گیرد.
در بستر ارتباطات زیست محیطی، روزنامه¬نگاری زیست محیطی جمع‌آوری، اثبات، پخش و نمایاندن اطلاعات راجع به رویدادها، گرایش ها، موضوعات و مردمانی است که به دنیایِ غیر انسانی که انسان‌ها ضرورتاً در حال تعامل با آن هستند، مربوط است. روزنامه نگاری زیست محیطی، طیفی از معانی گسترده را در خود دارد و اغلب به چند معنا به کار می رود. روزنامه نگاری زیست محیطی را می‌توان یک حوزه پر تنش، روزنامه نگاری باهدف و یا صرفاً روزنامه نگاری در مورد محیط زیست در نظر گرفت. عناصر حوزه گزارش گری علم و سلامت نیز در بحث روزنامه نگاری زیست محیطی ایفای نقش می کنند. امروزه، پوشش رسانه ای محیط زیست را می توان تحت عنوان گزارش خطر و یا روزنامه نگاری علم و یا به عنوان بخشی از حوزه وسیع تر ارتباطات زیست محیطی طبقه بندی نمود.
روزنامه نگاری زیست محیطی، در مورد ارائه موضوعاتی است که به آنها توجه نشده و یا نمی شود. روزنامه نگاری زیست محیطی، روزنامه نگاری ایمن و یا غیر موثر نیست، بلکه استانداردها و معیارهای خود را دارد که زمانی که ابعاد مختلف نگارش زیست محیطی از جمله ابعاد اجتماعی، اقتصادی، علمی، اخلاقی، احساسی و معنوی آن باز و گسترده می شود، این استانداردها مشخص می کنند که سوال اصلی که روزنامه نگاران زیست محیطی می بایست در نوشته های خود بپرسند آن است که آیا سیاستگذاران، قانون گذاران، صاحبان صنایع، شهروندان و غیره، در حفاظت و بقا محیط زیست جدی هستند. اگر بنای قضاوت را بر شمار فزاینده موضوعات زیست محیطی بگذاریم که به نقطه اوج و بحرانی خود رسیده اند، مشخص می شود که این افراد وظیفه خود را به خوبی انجام نداده اند. از این روست که روزنامه نگاران در مبارزات زیست محیطی خود به جای آنکه پیشگیرانه عمل کنند واکنشی عمل می‌کنند.

مطلب حاضر برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد من با عنوان جایگاه روزنامه نگاری زیست محیطی در ایران می باشد. دوستان علاقمند می توانند برای استفاده از مطالب به کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی مراجعه فرمایند.



طبقه بندی: روزنامه نگاری،
[ سه شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
مفهوم چارچوب بندی در سال 1974 توسط جامعه شناسی به نام اروینگ گافمن عنوان شد. جامعه شناسی که معتقد بود افراد به صورت فعال جهان پیرامون خود را با استفاده از " چارچوب هایی" که اطلاعات را تعیین، دریافت، شناسایی و برچسب می زنند، سازماندهی و معنا می کنند. گیتلین ( 1980) در توصیف نظر گافمن بیان می دارد که " ما برای آنکه واقعیت را درک و مدیریت کنیم و یا به بحث در مورد آن بپردازیم، واقعیت را چارچوب بندی می کنیم و یا مجموعه و فهرستی از شناخت ها و کنش ها را بر می گزینیم". به دیگر معنا، "چارچوب نظر و یا طرحی است که معنا می دهد" ( گامسون و مادیگلیانی،1987: 143) .
درمیان کسانی که برای اولین بار مفهوم چارچوب بندی را برای بررسی چگونگی بسته بندی و ارائه کارآمد اخبار رسانه ای توسط روزنامه نگاران استفاده کردند، گیتلین و گی تاچمنِ جامعه شناس چارچوب های رسانه ای خاصی را در رابطه با چگونگی ارسال و انتشار اطلاعات خبری به مخاطبان و چگونگی تفسیر این گزارش های خبری از سوی کاربران مورد بررسی قرار دادند. گیتلین (1980) مفهوم چارچوب را به صورت اجمالی اینگونه بیان می دارد که " چارچوب های رسانه ای که عمدتا ناشناخته و تلویحی هستند، جهان را هم برای روزنامه نگارانی که آن را گزارش می کنند و هم تا حد زیادی برای ما که به گزارش آنها متکی بوده و اطمینان داریم، سازماندهی و شکل می دهند". بنابراین در محتوی رسانه ای چارچوب ها اساسا نه با آگاهی از سوی سازندگان آنها شکل می گیرند و نه حتی افرادی که اطلاعات رسانه ای را از طریق آن پردازش می کنند به این چارچوب ها توجه دارند اما این چارچوب ها نمی توانند از جریان ارسال و انتقال اطلاعات حذف شوند. چارچوب ها جز جدایی ناپدیر و ذاتی بیان و درک یک گزارش هستند.
مقصود از چارچوب در محتوای پیام، وجود ترکیب و شکلی خاص در بیان مفاهیم است. چارچوب ها ساختارهای شناختی اساسی و بنیادین هستند كه نحوه ارائه حقیقت و ادراك را تعیین می كنند. چارچوب ها کمک می کنند تا فرد بتواند دنیای اطراف خود را تفسیر کند. به وسیله چارچوب ها فرد به  برخی ازجنبه های مشاهدات خود معنا می دهدو برخی دیگر از جنبه هایی که به نظر او بی ربط و بی مفهوم است را حذف می کند. چارچوب ها ساختارهای شناختی هستند که در حافظه ضبط و ثبت می شوند و فرد به کمک آنها تجارب جدید خود را تفسیر و تعبیر می کند.آنها مجموعه ای از ادراکات هستند که مردم برای تفسیر و توضیح یک موقعیت، سازماندهی اطلاعات و تشخیص مهم یا بی اهمیت بودن مسائل به کار می برند. چارچوب ها مجموعه ارزشهای فرد می باشند.
تعاریف متعددی در مورد اجزای چارچوب وجود دارد.  انتمن و گیتلین (1980)  چارچوب ها را  الگوهای پایدار شناخت، تفسیر، و ارائه گزینش، تاکید و استثنا می دانستند که نماد سازان هر روزه با استفاده از آنان گفتمان را سازماندهی می کردند. گامسون و مادیگیلیانی ( 1987) چارچوب را سازماندهی مرکزی نظر و یا گزارشی می داند که معنا می دهد و با " ابزارهای نمادینی" همچون استعاره ها، مثال ها، تکیه کلام ها، توصیف ها و انگاره های تصویری مشخص می شوند. دی ورس (2005) تعریف گسترده ای از چارچوب بندی ارائه کرده و می گوید چارچوب بندی تاکیدی بر اهمیت جنبه های مختلف یک موضوع است. پژوهشگران بسیاری چارچوب را سازماندهی مرکزی مضمون می دانند.
انتمن ( 1993) در یکی از مطالعات کلیدی در خصوص این موضوع چارچوب بندی را " انتخاب برخی جنبه های یک واقعیت درک شده و تبدیل آن به موضوعی با اهمیت تر در یک متن ارتباطی می داند به نحوی که تعریف خاصی از مسئله، تفسیر علی، ارزیابی اخلاقی و راه حل های پیشنهادی برای آن موضوع شکل دهد".    
این تعاریف جنبه چند وجهی پژوهش در زمینه چارچوب بندی را نشان می دهد: این پژوهش در مورد گزینش، اهمیت و توصیه است که نه تنها ارتباط گر بلکه مخاطب را نیز در برمی گیرد. چنانکه انتمن ( 1993) خاطر نشان می کند حداقل 4 موقعیت چارچوب بندی وجود دارد که می بایست مورد مطالعه قرار بگیرد: ارتباط گر، متن، دریافت کننده پیام و فرهنگ.
در دهه های اخیر پژوهشگران ارتباطی به شکل گسترده ای از مفهوم چارچوب و روش های تحلیل چارچوب بندی برای بررسی پیچیدگی ها و معانی پنهان اشکال مختلف خبری استفاده کردند. پن و کوزیکی تحلیل چارچوب را " در نظر گرفتن متون خبری به عنوان نظامی از عناصر سازماندهی شده می دانند که هم نشان از حمایت از نظرات و عقاید خاص داشته و هم ابزارهایی برای ترغیب انواع مخاطب فراهم می آورد که متون رسانه ای را پردازش می کنند" ( پن و کوزیکی 1993 : 5). آنچه در بطن چرایی اهمیت بررسی چارچوب بندی در مطالعه ارتباط جمعی و اخبار رسانه ای قرار دارد، دفاع از نظرات اجتماعی خاص و تفسیر مخاطب از اطلاعات است. به دیگر معنا چارچوب بندی یک گزارش خبری به شیوه ای خاص، شکل دهی تفسیر عمومی از واقعیت است.
بر اساس نظر انتمن ( 1993 ) چارچوب هایی که رسانه ها به کار می گیرند قضاوت های اخلاقی را از طریق تعریف مسائل و مشکلات در جامعه و تشخیص دلایل آن منتقل می کنند. اخوان- مجید و راماپراسد ( 1998) در بررسی ادعای خود در زمینه وجود یک رابطه ذاتی میان ایدئولوژی و چارچوب های خبری خاطر نشان کردند که گرایش به سوی چارچوب هایی است که فرض های اجتماعی رایج را در خود دارند: فرایند تفسیری و ارزش ساز چارچوب بندی برای شرح و تفصیل مسائل جدید در دست بررسی، مبتنی بر ارزش های فردی نیست. بلکه مبتنی بر القا کل های جمعی برساخته اجتماع و ادراکات سنتی است. همینطور چارچوب ها معمولا کلیشه های رایج را به وجود آورده و تقویت می کنند.
 چنانکه پن و کوزیکی (1993) بیان می دارند: " شرایط خطابی اخبار حقیقی و غیر جانبدارنه به ایجاد شرایط معرفت شناختی اخبار به عنوان منبع اطلاعاتی درست و مرجح خبری و آینه واقعیت کمک کند" ( ص 62). ممکن است دیدگاه های مختلفی در مورد چارچوب بندی در سراسر جهان وجود داشته باشد. جهانی که در آن بی طرفی سفت و سخت رسانه ای یک آرزوست و به جای آن خروجی ها و تولیدات خبری سوگیران عمدتا پذیرفته شده هستند.




[ پنجشنبه 20 مرداد 1390 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
آنتونیو گرامشی(Antonio Gramsci): از نظریه پردازان عمده مارکسیسم هگلی
زندگی
آنتونیو گرامشى ۲۲ ژانویه ۱۸۹۱ در استان كالیارى در جزیره ساردنى ایتالیا متولد شد. او چهارمین فرزنداز هفت فرزند فرانسیسكو گرامشى و جوزپینا مارشیاس بود. آنتونیو هرگز روابط نزدیكى با پدر خود نداشت، اما علاقه و عشق وافرى به مادر خویش نشان مى داد. مادر آنتونیو براى وى قصه مى گفت كه بعدها تاثیر ماندگارى در افكار آنتونیو گذاشت. از شش خواهر و برادرش، آنتونیو بیش از همه با خواهرش ترزینا احساس نزدیكى مى كرد. همچنین با جنارو، برادر بزرگش و كارلو، برادر كوچكش رابطه عاطفى مناسبى داشت. جنارو بعدها نقش مهمى در آشنایى آنتونیو با سوسیالیسم داشت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: پیشگامان ارتباطات،
[ دوشنبه 13 دی 1389 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ لعیا محبوبی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 21 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

سلام خوش آمدید...
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :